محمد رضا طباطبايى تبريزى
13
هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى )
وى دربارهء خود مىنويسد : والد ماجدم ، حاجى ميرزا جليل بن ميرزا رضاى وكيل بن ميرزا ابراهيم وكيل طباطبايى ، كه سالهاى سال مدير و رييس خط چاپارخانهها و پستخانههاى طهران و تبريز است . اين بنده از عنفوان جوانى به تحصيل علوم مايل و راغب بودم تا از صرف و نحو و منطق و معانى و بيان و امثال آن بهقدر اندازهء خويش بهره و نصيب يافتم . چندى نگذشت كه تعليم و تعلّم زبان فرانسه ، كه به اتفاق ، افصح السنهء دول خارجه است ، در ايران شيوع يافت . به امر و اشارهء كارگزاران اعلى حضرت اقدس شهريارى . . . مدرسهء دولتى در تبريز برقرار و چند نفر به جهت تعليم اين زبان و تحصيل علوم رسميّه ، در آن مدرسهء مباركه جمع شدند . فقير نيز در سلك آن جمعيت منتظم آمده ، و به جدّ وافى و سعى كافى مدّتى به تحصيل علوم و فنون خارجه از زبان فرانسه و هندسه و حساب و جغرافى و نقشهكشى و غير ذلك مشغول بوده و در امتحان اوّلى مدرسه به اعطاى نشان دولتى مفتخر و سرافراز آمدم . زمانى كه وى اين سفرنامه را نوشته و به عبارتى به حج مشرّف شده ، هنوز پدرش زنده بوده و مسؤوليت چاپارخانههاى تبريز - تهران را در اختيار داشته است . وى جزو مريدان جناب ثقة الاسلام بوده و تا چندين منزل نامش در ميان بدرقهكنندگان ديده مىشود . اين خانواده چنانكه از مطاوى كتاب و ارادتشان به جناب ثقة الاسلام برمىآيد ، در سلك مريدان سيد كاظم رشتى و جريانى خاص از شيخيه بودهاند . اين مطلب از موارد زيادى از اين كتاب به دست مىآيد . سفر در معيت ثقة الاسلام ميرزا شفيع محور گروهى كه نويسندهء ما هم در آن حضور داشته و در اين سفر كنارشان بوده ، عالمى با نام ميرزا بن ميرزا جعفر صدر تبريزى بن ميرزا شفيع مستوفى ، از رهبران مذهبى شيخى تبريز و از علماى بنام و مورد احترام آن ديار